دوشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۰

گلها و گلوله ها

و خدا چشمانش بسته بود
وقتی محمد
از نشستن در ذلت خسته بود
بیست و پنج بهمن ماه
یوم الله نبود
یوم الناس بود
نفیر گلوله بود و زوزه ی گرگها
نبرد گلها بود و گلوله ها 
پرواز سبز تو بود در اوج
بر بلندای انسانیت و شرافت
بر بزرگی آزادی و آزادگی
شهامت ِ شهادتت بود.... آگاهانه
وقتی خدا مرد
تو زنده شدی
ای شهیدِ سبز ِ راه آزادی
محمد مختاری......
پ.ن: تقدیم به خانواده محمد که غمشان به اندازه دریاست و دلشان به اندازه اقیانوس
پ.ن2: بی اندازه عاشق این نوشته هستم