یکشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۸

تماشاخانه

حالا که همه جایت را می بویند مبادا گفته باشی زندانی سیاسی آزاد باید گردد و در راستای آنکه اگر مثل اونا اندیشه نکنی وبلاگت را توقیف می کنند و اگر ادامه بدهی خودت را نیز، تصمیم گرفتم یه مقداری از فضای تلخ سال مزخرف هشتاد و هشت فاصله بگیرم و مطلبی بنویسیم که به تریج قبای هیچ دیکتاتوری بر نخورد و ارتش پرهزینه سایبر به این سمت گسیل نشود و ما به دردسرهای بعدی گرفتار نشویم. چه آنکه تازه مزدوج شده ایم و همسرمان (خودش که نه! پدر محترمش) این همه هزینه سیاسی را بر نمی تابد و گوشمان را می پیچاند و مهریه را به اجرا می گذارد . آنوقت ما بی هیچ افتخاری به زندان پرتاب خواهیم شد. فکرش را بکنید آدم زندانی سیاسی نباشد که ارج و قربی ندارد.دارد؟
برای این روزهای کسالت با چند پیشنهاد در خدمتم. تو خواه از سخنم پند گیر خواه به هیچ جایت هم به حساب نیاور.
یکم- اگر به فوتبال علاقه مندید بازیهای رئال مادرید را از دست ندهید. تماشایی، پرگل و جذاب. البته اگه دل و دماغ دیدن فوتبال رو بعد از این همه جنایت دارید...ء
دوم- به رنگ ارغوان، فیلم توقیفی سالهای اخیر مجوز گرفته. حالا چرا توقیف بوده؟ چون بچه های وزارت اطلاعات رو یه مشت آدمکش و جانی نشون داده که حتی به خودشون هم رحم نمی کنند.سوال: آخه کدوم آدم عاقلی تو حین ماموریت عاشق میشه؟ جواب: عزیزم، دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل. جمله معترضه: باز این دوست دخترات برات اس ام اس لاو فرستادن؟ بهت میگم برو فیلم و ببین دیگه تا پا نشدم بزنم .... ادامه جمله چون خیلی خشن بود و باید از خشونت های اخیر نیروهای ارزشی بسیج و انتظامی و لباس شخصی فاصله می گرفتیم ننوشتم.
سوم- عیار14، پرویز شهبازی، نفس عمیق، خاطره خوب. این فیلم و هنوز خودمم ندیدم. خدا کنه مث فریدون جیرانی نشه که به یاد و خاطره قشنگ دو فیلم "قرمز" و "آب و آتش" ، هر کوفتی که ساخت و رفتم و دیدم و دم نزدم. ای فریدون... آه.. دریغ از یک نقطه روشن...
چهارم- شاعر زباله ها: به خاطر اینکه وسط این همه فیلم مبتذل کمدی - تجاری با حضور رضویان و شفیعی جم و گلزار و اینا خیلی مهجور افتاده. مث اینکه چند تا هم جایزه برده و فیلم لطیفیه. این همه دلیل کافی نیست؟ خوب به خاطر حضور لیلا حاتمی چطور؟ مگه یادتون رفته اشکای قشنگش وقتی می خواست آقای خاتمی رو دعوت کنه نامزد ریاست جمهوری بشه؟ نتیجه اون اشکا چی شد؟ یه سینمای سوخته، یه نسل سوخته و کلی شهید برای جنبش سبز...
پی نوشت: گفتم از سیاست فاصله بگیرم. دوباره مطلب و خوندم دیدم مثل اینکه همچین با فاصله هم نشده. چه میشه کرد
پی نوشت2: جاتون خالی یه مسافرت رفتم شمال. بعد توی اتوبوس دو تا فیلم گذاشتند که حوصلمون سر نره. خوب فک می کنید حاصل کار چی بوده وقتی فیلم "عاشق" و "کیش و مات" رو پخش کردن؟ معلومه دیگه! حاصلش همین متن پیش روست

جمعه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۸

بازگشت

می فرماید:" بازگشت همه به سوی او نیست". مهم نیست که چرایی آن چیست؟ مهم این است که ما دوباره نوشتن را شروع کرده ایم به محبت "مهتاب" و "پرند". وبلاگ قبلی ما را برادران ارتش پر قدرت سایبر آنچنان فیل. تر کرده اند که حتی ردی و اثری از آن به جا نمانده. فعلاً اینجاییم تا ببینیم دوستان، باز هم ما را پیدا می کنند یا نه. ارادتمند